تبليغاتX
تنهاترین ها 11

دوباره كوه نگاهي به عرش خواهد كرد
دوباره سايه هم آغوش نور خواهد شد
و زمين، تشنه گاه معني عشق
و درختان، حضور وحدت سبز
دوباره چلچله از فصل عشق خواهد گفت
دوباره واژه غزلخوان بوسه خواهد بود
و شعر، زمزمه راهوار انساني
و دست خاطر ما حلقه هاي بيداري
دوباره پنجه خورشيد جلوه خواهد كرد
دوباره آينه ها غرق نور خواهد شد
و زندگي طپش آشناي قلب يقين
و رنگ باور فردا طلوع آزادي

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 9:19 توسط مهتاب |

ببخش اگه تو قصه مون

دو رنگ و نامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم

خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد

خيانتو ياد بگيرم

اگر که گفتم به چشات

بزار واسه تو بميرم

ببخش اگه تو گريه هام

دو رنگي و ريا نبود

اگر که دستام مثه تو

با کسي آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون

کم نمي زاشتم چيزي رو

ببخش که يادم نمي ره

اون روزاي پاييزي رو

لياقت دستاي تو

بيشتر از اين نبود عزيز

نه نمي خوام گريه کني

براي من اشکي نريز

لياقت چشماي تو

نگاه ِ پاک ِ من نبود

ببين چي ساختي از منه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 8:48 توسط مهتاب |